
سرآغازِ کتاب با این پیشفرضِ ناساز، همساز و همباز میشود که "اخلاقگریزی و اخلاقناباوری، سرچشمهی اخلاقپذیری و اخلاق باوری است." مواجههی غریبانهی نویسنده با امر غریب اخلاق و غربت غمبار آن در این روزگار غدار، خوانندهی خلاق را با این حقیقت پنهان روبهرو میکند که آنچه تاکنون به نام اخلاق و آموزش اخلاقی ترویج و تبلیغ شده غالباً یک "برساختِ…












