
اوفلیا پس از کشتهشدن پدرش قدرت تکلم خود را از دست میدهد. او را به آسایشگاهی منتقل میکنند. میلی که شب در گرو عشق اوفلیا دارد، به کشف داستان زندگی معشوقه برمیخیزد و در آن مسیر به حکایت پرماجرای دلاوری ایرانیانی میپردازد که در راه حفظ دستنوشتهی مموزین، شاهکار ادبیات کردی، جانفشانیها کردهاند. شاید میلی طنین عشق خود به اوفلیا…