
"ویوین بیرینگ" استاد بزرگ و مسلم ادبیات، به علت بیماری سرطان آخرین ساعات زندگی خویش را در بیمارستان سپری می کند. او که در تمام دوران زندگی، زنی مقتدر و استادی راسخ و جدی بوده؛ احساس می کند تمام عملیات پزشکی بر روی بدن وی نوعی تحقیر و خرد کردن اوست. ویوین در این آخرین دقایق زندگی نیز سعی دارد…
