
بخشی از کتاب تلاطم: فنجان را توی پیش دستی اش گذاشت و دستانش جلو آمد...هنگامی که انگشتان گرمش روی دستانم کشیده شد برق از چشمانم پرید و حیران به دستانش چشم دوختم....تا به خودم آمدم و خواستم عقب بکشم دستانم را محکم گرفت و زمزمه کرد -سودا... نفس بریده از لحن عجیب و غریبش سر بالا گرفتم و به سختی…
۴۶۸,۰۰۰ تومان