
بخشی از کتاب آب عمیق: برای چند لحظه ویک تصور کرد که آن شب بعد از رفتن او به اتاقش در سمت دیگر گاراژ، مل دوباره به اتاق ملیندا بازمیگردد. بعد وقتی او این موضوع را میفهمد، نقشهی قتل دقیقی میکشد، به بهانهای به نیویورک میرود، درحالیکه میلهای زیر کتش سنگینی میکند با مل تماس میگیرد روزنامهها ادعا میکردند که…




