
آبیلن تاکر، احساس تنهایی و طردشدگی می کند. پدرش او را سوار قطار کرده تا زمانی که خودش مشغول کار بر روی راه آهن است، آبیلن، تابستان را در کنار دوستی قدیمی سپری کند. آبیلن که وسایل بسیار کمی همراه خود دارد، در مانیفست در ایالت کانزاس از قطار پیاده می شود تا درباره ی کودکی پدرش اطلاعاتی به دست…
