
داستانهای یعقوب یادعلی همیشه دارند به بیرون از قابشان اشاره میکنند، همیشه دیوار چهارم را میشکنند و خواننده را عمدا متوجه میکنند که در حال خواندن قصه است و نباید غرق شود. در همین داستانها اما نویسنده مدام موقعیتها و شخصیتهای آشنایی تصویر میکند که آن شرط ابتدایی را نقض میکند و تخم تردید را در دل و ذهن خواننده…



