کتاب آجر کج
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
مکث کوتاهی کرد و ادمه داد
– با من می مونی تا آخرش؟ می تونی تحملم کنی؟
تحمل چرا؟ من او را با همه وجودم می خواستم. من در آن لحظه داشتم جان می دادم برای داشتن اش. مهربان اما جدی پرسید – می تونی یاسی؟
مگر می شد اینگونه در چشمانم زل بزند و با این لحنی که وجودم را زیر رو می کرد چیزی بخواهد و من نه بیاورم؟ نمی دانم این مرد یکهو از کجا پیدایش شده بود اما … انگار همه آموخته هایم را پر داده بود و من در مقابلش تبدیل شده بودم به آدمی که چیزی جز عشق بلد نبود. لبخند کم رنگی زدم و سرم را به علامت مثبت تکان دادم…











