کتاب آقای کوئین مرموز
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
ریچارد اسکات با کنایه گفت: ــ ساترزویت، دیگر مجبوری برایمان تعریفش کنی. آن بیمیلی که از خودت نشان دادی ما را مُصرتر کرد که داستان را بشنویم. در برابر تقاضای مصرانه همه، مجبور شد لب به سخن بگشاید. با عذرخواهی گفت: ــ واقعا داستان خیلی جالبی نیست… فکر میکنم داستان برمیگردد به یکی از اجداد خانواده الیوت که شوالیه بوده. همسرش فاسقی داشت که نماینده پارلمان بود. این مرد، شوهرِ زن را در اتاقی از طبقه بالا میکُشد و هر دو گناهکار پا به فرار میگذارند. اما در حین فرار برمیگردند و نگاهی به خانه میاندازند و… صورت شوهر مرده را پشت پنجره اتاق میبینند که به آنها خیره شده. اینکه گفتم فقط یک افسانه بود… اما داستان ارواح فقط مربوط است به شیشه پنجره آن اتاق؛ همان که گفتم رویش لکهای غیرعادی است که از نزدیک قابل رؤیت نیست ولی از دور که نگاهش میکنی انگار مردی از پشت پنجره دارد به بیرون نگاه میکند.
















