کتاب به سوی عشق به همه چیز
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این رویا که شما از نور جدا هستید، میتواند در هم شکسته شود. سرزندگی، من اصیل، من بزرگ، آگاهی، نور یا هرچه آن را بنامید، رهاست، بیکران است و نمیتواند به بدن محدود شود. در درون یا بیرون نیست. نمیتواند یافتهشود و با این حال در همه جا هست. <<من>> همه جا هست. آن، این بازی عجیب و غریب را که در واقع اتفاق نمیافتد، بازی میکند، این رویا را بازی میکند که <<من>> درون یک بدن است و با دیگر <<من>>ها که درون بدنهای خودشان هستند، در ارتباط است. چیزی وجود دارد که بسیار بیکران و عظیم است. من درباره چیزی صحبت میکنم که با از هم پاشیدن این انرژی یا خودی که به سختی منقبض شده، وجود دارد. نمیدانم چگ.نه و چرا از هم میپاشد و نیز حتی نمیدانم چرا شروع شده است. آن صرفا نوعی کنار رفتن است و آن رویا که شما جدا هستید میمیرد. همراه با آن، رنج کشیدن هم میمیرد.











