کتاب جیمز و هلوی غول پیکر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
یک روز کرگدنی از باغ وحش فرار می کند و توی خیابان، پدر و مادر جیمز را درسته قورت می دهد. جیمز بیچاره هم مجبور می شود از آن به بعد با عمه های بدجنس و بددهنش زندگی کند. اما روزی پیرمرد مرموزی پاکتی پر از زبان های تمساح به جیمز می دهد تا بخورد که یک دفعه پاکت از دست جیمز می افتد و زبان ها پای درخت هلو، توی خاک فرو می روند. بعد اتفاق های عجیبی می افتند که زندگی جیمز را از این رو به آن رو می کنند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
















