کتاب خدا و محدوده عقل
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
تفکر انتقادی را در عصر جدید به کانت نسبت می دهند. اما پیش از وی نیز در فلسفه های دکارت, اسپینوزا, لاک, بارکلی و هیوم شرایط آن فراهم شده بود. دکارت در رساله قواعد هدایت ذهن نسبت به توانایی های سوژه در شناخت و محدودیت های آن توضیحاتی می دهد. این آغاز نگرش انتقادی و به نوعی عصر روشنگری است. اسپینوزا این تفکر را به حد اعلا می رساند به طوری که باورهای دینی رایج و منتسب به تورات که مدعی وحی بود را کاملا رد می کند. نحله انگلستان نیز به نقد باورمندی به جسمانیت پرداختند و هیوم در بالاترین سطح خود امکان درک از دنیای اطراف را برای انسان عملا غیر ممکن دانست و دسترسی به معرفت را امکان نا پذیر می دانست. هیوم در کتاب تاریخ طبیعی دین, سعی در تفکیک بین شرک آلودگی و توحیدی بودن آن داشت. وی معتقد بود توحید دینی منتج به تعصب و شرک به تساهل ختم می شود. او معتقد بود در توحید دینی جایی برای سایر ادیان و خدای ادیان دیگر نیست و ما بقی ملحد و مرتد تلقی می شوند. اما در شرک امکان پلورالیسم فکری وجود دارد.
















