کتاب دختر خاله ها
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
بابا و عمو جمشید هم کارشان را تمام می کنند و می روند خانه ی ما. عمو باز سرخوش است و می زند زیر آواز: «یک حمومی من بسازم/چل ستون چل پنجره/جانم چل ستون چل پنجره…»
من و ریحانه قالیچه را تا نیمه جمع کرده ایم که اول صدای فریاد خاله و جیغ مامان و بعد صدای شپلق به گوشمان می رسد، وسط کار خشکمان می زند. سرمان را بالا می گیریم رو به جایی که صدا از آنجا آمده. چیزی توی قلبم شره می کند پایین. آنچه را می بینم، نه باور می کنم و نه دلم می خواهد باور کنم. بدبختی از این بالاتر مگه می شود؟
کاسه ی بزرگ آش میان خاله و مامان کف حیاط هزار تکه شده و تکه های شکسته اش همراه رشته و سبزی و نخود و لوبیا به اطراف پریده و دایره ای ساخته با شعاع هایی از جنس آش.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نیلوفر مالک
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر قدیانی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.