کتاب رایحه ممنوع
معرفی کوتاه
من فقط یک مرد می شناختم که رخت عوض می کرد، پشت این چهره و گاهی پشت آن چهره می نشست.
گاهی نقاب یک استاد به چهره می زد و گاهی در قالب صمیمی ترین دوست خانوادگی ام ظاهر می شد… گاهی به اندازه ی دوست پسرم نزدیکم می شد و گاهی زمین و زمان را در قالب پدر برایم تباه می کرد… گاهی قلبم را تسخیر می کرد، گاهی روحم را به بازی می گرفت… گاهی دست حمایت روی شانه ام می گذاشت و گاهی نقش تهدید را بازی می کرد… .
این مرد اخاذی می کرد… خیانت می کرد… چشمچرانی می کرد … ولی مردانگی نمی کرد.
این مرد هر آن چیزی بود که یک مرد نبود!
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از آنیتا سالاریان
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر نشر علی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم






دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.