کتاب روایت یک خودکشی
معرفی کوتاه
آنها در امتداد ساحلی سراشیب که به ندرت آنجا میرفتند قدم زدند و در سکوت دور و دورتر شدند و به دماغۀ مجاور رسیدند. پدرش گفت: «فکر نمیکنم من بتونم بدون زن زندگی کنم. نمیگم اینجا بودن با تو عالی نیست، اما من همیشه دلم برای زندگی با زنها تنگه. نمیتونم به زن ها فکر نکنم. نمیدونم چه مرگمه. نمیدونم چطور میشه وقتی اصلا زنی اینجا نیست، این طوری فکر و ذکرم اسیرشون باشه. مثل اینه که ما اینجا اقیانوس و کوه و درخت داریم، اما در واقع انگار هیچی اینجا نیست مگه اینکه من یک زن لعنتی کنارم داشته باشم.»
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از دیوید ون
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر نگاه
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط معصومه عسکری
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم








دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.