کتاب رویای عموجان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب رویای عموجان:
داستان من عبارت است از سرگذشت کامل و فوقالعاده جالب دوران اشتهار و سربلندی ماریا الکساندراونا در شهر مارداسوف و سقوط باشکوه تمام خانوادهاش. موضوعی که شایسته قلم یک نفر نویسنده است و فوقالعاده برایش دلفریب خواهد بود. بدیهی است که قبل از هر چیز باید توضیح داد که چرا تعجب آمیز است که امیر (ک) وارد شهر مارداسوف شد و در خانه ماریا آلکساندراونا سکنا گزید و البته برای توصیف این مطلب باید چند کلمه ای هم درباره خود امیر (ک) گفته شود. من هم همین کار را خواهم کرد و به علاوه، شرح حال این شخص برای تمام جریان بعدی داستان ما کاملا ضروری است. بنابراین من دست به کار می شوم.















