کتاب روی نقطه هیچ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در تکتک عکسهای خانوادگی که آوازه نشانش داده بود، همیشه رد پایی از این مرد بود.
گاهی وسط عکسِ روز عید دیده بودش با کراواتی کودکانه و خندهای گشاد و گاهی تکیهداده به دیوارِ پر از پیچکِ عمارت قدیمی سپهوند.
باور واقعیتی که اتفاق افتاده و او از آن بی خبر بود، رنجش میداد.
واقعیت همان گل سرخی بود که این غریبه کنار سفرهی عقدشان جا گذاشته بود. واقعیت دلی بود که از آوازه رفته و امید ناچیز آن دختر بود برای رسیدن به جوانی که با خودخواهی او را تا مرز لگد زدن به آینده و فردا پیش برده بود.










