کتاب سه اکسیر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
پس از سفری بسیار بسیار طولانی اکسیر دلخواهش را به دست آورد. اگر قطره ای از آن اکسیر به لبهای زنی میخورد، زن بی اختیار تصویری را شرح میداد که همان لحظه در ذهنش سر برداشته بود… سپس دوباره به قصد جست و جوی معجون معجزه آسای دیگری به سفر رفت و بهترین و کارسازترین معجون را به دست آورد. اگر قطره ای از آن به لب زنی میخورد، زن ناگهان تمام گذشتهی خود را از یاد میبرد و مردی که در این لحظه کنارش نشسته بود، تنها و بهترین دلدار او میشد… باز عازم سفر شد و به دنبال معجونی گشت که گمان میکرد بزرگترین شادکامی را نصیبش خواهد کرد. این اطمینان که پس از او دیگر از عشق و عاشقی خبری نخواهد بود…












