کتاب غروب زیست جهان ایرانی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در چند دهه گذشته به دلایل گوناگون تاریخی شاهد ظهور نسلهای كاملاً جدیدی هستیم که با نسلهای گذشته تفاوتهای بسیار چشمگیری داشته میان آنها با سنن دینی و معنوی و مآثر فرهنگی و تاریخی شان گسست و شکافی معنادار و تأمل برانگیز ظهور یافته است. به جهت همین گسست و انقطاع با سنن و میراث های تاریخی است که نسلهای جدید در سراسر جهان بیگذشته اند و چون هرگونه امید و اتوپیایی برای آینده ندارند. لذا فاقد آینده اند. به دلیل همین بیگذشته و بی آینده بودن نسلهای جدید در معنای بی ارتباط بودن با میراث گذشته و نیز بی اتوپیا بودن است که مؤلف اثر آنها را «نسلهای بی تاریخ» نام نهاده است. نسلهایی که صرفاً در «اکنون» و در زمان حال مأوا گزیده اند.
ظهور این نسلهای جدید در ایران حکایت از تولد جامعه و ایران نسبتاً جدیدی دارد که جامعه فرهنگ و هویت تاریخی ما را با مسائل اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ناشناخته ای روبه رو خواهد کرد که نه نهادهای سنتی و حوزوی ما و نه دانشگاهها و روشنفکرانمان هیچ یک آمادگی مواجهه با این مسائل را ندارند.
در نسلهای جدید و با نسلهای جدید ما شاهد غروب زیست جهان ایرانی خواهیم بود. لیکن پرسش اینجاست که آیا در پس غروب بتان و غروب زیست جهان ایرانی، امید سپیده دمی برای ظهور افقی تازه و راستین نیز وجود دارد؟ آیا همچون برخی از شاعران و متفکران میتوان تپش نور در تراکم تاریکی و حضور سپیدی در سیاهی را احساس کرد؟ آیا در این جهان بینشانه و در عصر سرگردانی نشانه ها باز هم میتوان نشانی را جست وجو کرد و از نشانه ها سخن گفت؟











