کتاب قلب آیینه شکست
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
آینه قلب دارد، میدانی؟ ماهچهره هر بار که روبرویش ایستاد سرش را پایین انداخت چون کسی بود که هر روز در گوشش فریاد بزند، عروسک زشت.
شهیاد و شهباز پشت پدرشان پنهان شدند و هیچ وقت قلب آینه آنها را ندید و سرنوشتشان را ماهچهره بر آینه نوشت.
لعیا به آهو و غزال گفت رو نکنید به آینه، سرنوشتتان به دست من نوشته میشود.
مهناز دست سامان را گرفت و سر خم کرد روبروی آینه.
هر کسی که یک ریسه از زندگیاش به مخبر کبیری کشیده شده بود، روبروی آینه ایستاد و زندگیاش روی آن واژه شد.
دستی بالا رفت، پوزخند زد به زندگی و هر کس که به سرنوشت دلبسته بود و سنگی پرتاب شد، قلب آینه شکست.







