کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این اثر با مفروض قرار دادن وجود صداهای متکثر در متون مارکس در پی آن بوده است تا نشان دهد چه ردّپاهایی از پساساختارگرایی و پسامدرنیسم را در متون مارکس میتوان یافت و همچنین اندیشهی مارکس در متون گریزپای آلتوسر و برخی از برجستهترین پساساختارگرایان، یعنی لیوتار، دریدا، فوکو و دلوز به صورت سلبی یا ایجابی، واجد چه تصویر و جایگاهی است. مولف بر آن است تا آشکار سازد در بطن مواجهات پرخطر و پرتنش پساساختارگرایان با مارکس چه امکانهای متکثر و خلاقانهای میتواند وجود داشته باشد، مواجهاتی همزمان ویرانگر و سازنده که امکانات درونی آثار مارکس را در کانون توجه خود قرار میدهد و تقلیل تمام عیار اندیشهها به جبهههای مارکسیست یا ضدمارکسیست را به سخره میگیرد.






