کتاب مورچهای که سیر نمی شد
معرفی کوتاه
این مجموعه برای کلاس اولی ها به عنوان تقویت روان خوانی می تواند مورد استفاده قرار گیرد ولی چون محتوای داستان ها همه گروه های سنی را در بر می گیرد، کودکان و نوجوانان می توانند از آنها بهره ببرند.
کتاب داستان عنکبوتی است که بالای درخی زندگی می کند و همواره در جستجوی چیزهای تازه و یادگرفتن است. روزی مورچه ای را می بیند که خوشه های بزرگی را با خودش به سوی لانه اش حمل می کند و از مورچه می پرسد تو این همه غذا را برای چه جمع می کنی؟ مورچه می گوید برای روز های آینده زمانی که غذا پیدا نمی شود. عنکبوت که از کارهای مورچه بسیار شگفت زده شده است همیشه پیش خودش لانۀ مورچه را تصور می کند که خیلی بزرگ است و غذاهای زیادی در آن وجود دارد و روزی را تصور می کند که مورچه تمام این غذاها را خورده است و از همه موجودات جنگل بزرگ تر شده است.
بخشی از کتاب مورچهای که سیر نمی شد:
یک روز عنکبوت با تار نازکی از شاخه ای آویزان شده بود و روی هوا تاب می خورد. مورچه را دید که خوشه ی گندم بزرگی را به سختی و با تلاش بسیار به سوی لانه می کشد. پایین تر رفت تا به نزدیکی مورچه رسید. با تعجب به خوشه ی بزرگ گندم نگاهی انداخت و به مورچه گفت : فکر نمی کنی یک دانه از این خوشه ی گندم برای غذای امروز تو کافی باشد؟
مورچه که به شدت خسته شده بود و نفس نفس می زد به خوشه ی گندم تکیه داد و گفت: یک دانه برای امروز کافی است. امّا فردا چی؟ پس فردا چی؟ روزهای دیگر چی؟
عنکبوت کمی نزدیک تر رفت و به آرامی گفت: فردا هم روز دیگری است. مثل امروز با کمی تلاش می توان غذایی پیدا کرد. مورچه در حالی که عرق هایش را پاک می کرد لبخندی زد و گفت: این همه حیوان دراین جنگل زندگی می کنند که از من هزار برابر بزرگتر و قوی ترهستند و هزاران برابر من هم غذا می خورند. اگر فردا صبح از خواب بیدارشوم و ببینم که همه ی غذاها را خورده اند و من نتوانم چیزی پیدا کنم، از گرسنگی خواهم مرد. و …
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از داریوش صادقی
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر نیستان
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.