کتاب پایان شب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بس کن حاجی! داری کفر میگویی. تو بزرگتر این مردم هستی. مردم منتظرند، تو یک راه پیش پایشان بگذاری. نکن این کارها را. نگو این حرفها را. من هم به اندازهی تو درد دارم و بیتابم. میبینی که ساکت نشستهام و گپ نمیزنم. این از بیخیالی من نیست. تو یک قاسم را داری و غصهی سلامتیاش را میخوری؛ اما من دوتا دختر جوان دارم در خانه. میفهمی؟ دوتا دختر جوان! گپ اگر به حرص خوردن باشد، صحرای برهوت است دل من. داغ جوان سخت است؛ اما داغ ناموس سختتر.





