کتاب چمدان دلتنگی
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
سلام، من سه تا اسم دارم. نمی دونم از کدومشون بیشتر خوشتون میاد. خودم از هرسه شون متنفرم. راستش از همون موقع که تو یه بادکنک، داخل رحم مادرم مشغول شنا بودم، از شنیدن این اسم ها حرص میخوردم، سرم گیج می رفت و دل آشوب می شدم. درست مثل اونایی که توی کشتی حالشون خراب می شه. این بود که همون تو دنبال راه چاره ای می گشتم تا یه جوری حالیشون کنم، اینقدر منو حرص ندن. راه حلی که پیدا کردم، لگد زدن اعتراضی بود. به این صورت که…





