کتاب گشنگی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
تن من یک جای سالم ندارد. گله به گله ی وجودم از هم شکافته و خراش برداشته؛ خراش هایی کهنه اما فراموش نشدنی.
زخم هایی که مرا ترسو تر کرده اند، بدبین تر، خودخواه تر و …
این جاست که اسرار آدم ریشه ی بیماری هایش می شود.
گاهی دلم میخواهد بخش هایی از خودم، از بدنم را ببرم و از شرشان خلاص شوم. از شر همه ی زخم ها و کبودی هایی که حتی اگر پوستشان مثل روز اول شود باز هم خوب نمی شوند.
این جا باید تن ها را بکوبیم و از نو بتراشیم.








