کتاب در باب بینایی و رنگ ها
معرفی کوتاه
آرتور شوپنهاور در رسالۀ درباب بینایی و رنگها، با رویکردی کانتی و ضمن نقد فیزیک نیوتنی، رنگ را از جهان خارج به درون سوژه میکشد. او با وامگیری از آرای گوته، رنگ را نه صرفاً شکست نور، بلکه محصول فعالیت فیزیولوژیک شبکیه و «تأثر» چشم میداند و بدینسان مبانی ذهنی ادراک بصری را صورتبندی میکند. در سوی دیگر، فیلیپ اُتو رونگه، نقاش و نظریهپرداز رمانتیک، در کتاب کرۀ رنگ، نخستین کوشش نظاممند برای نشاندن رنگها در ساختاری سهبعدی و ریاضیاتی را ارائه میدهد. مدل کروی او روابط میان رنگهای خالص، تیره و روشن را در نظمی منطقی جای میدهد که تا امروز سنگبنای سیستمهای رنگشناسی مدرن باقی مانده است.
نظریههای رنگ شوپنهاور و رونگه، هر دو، با نظریۀ رنگ گوته پیوندی تنگاتنگ و پیچیده دارند. پیش از پرداختن به جزئیات بیشتر این نظریهها، بیان چند نکتۀ دیگر دربارۀ نظریۀ گوته بایسته است. گوته چند سال پس از علاقهمندی به رنگها و پدیدههای رنگی، انتشار یافتههایش را در مشارکتهایی در اپتیک (۹۲_ ۱۷۹۱) آغاز کرد. او بعدها این یافتهها را در شاهکار سهجلدی خود، نظریۀ رنگ، گنجاند.













