کتاب درباره ی مدیریت خود
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
موفق ترین انسان های تاریخ (ناپلئون، داوینچی و موتسارت) همیشه خود را مدیریت می کردند. همین موضوع تا اندازه ی بسیاری به موفقیت آن ها کمک کرده است؛ ولی این افراد استثناهای نادری اند که هم استعدادها و هم موفقیت هایشان به اندازهای غیرمعمول بوده که آن ها را فراتر از انسان های عادی می دانیم. اکنون بیشتر ما، حتی کسانی که استعدادهای معمولی دارند، باید یاد بگیریم چگونه خود را مدیریت کنیم و پرورش دهیم. باید خودمان را در موقعیتی قرار دهیم که بیشترین تاثیر را بگذاریم و در طول پنجاه سال زندگی کاری مان، همواره از نظر ذهنی هوشیار و آماده باشیم؛ به این معنا که بدانیم چه موقع و چگونه کارمان را تغییر دهیم. بسیاری از افراد تصور می کنند می دانند در چه کاری عملکرد خوبی دارند؛ ولی اغلب اشتباه می کنند. در بیشتر مواقع، افراد می دانند در چه کاری خوب نیستند و حتی در این خصوص تعداد کسانی که اشتباه می کنند، بیشتر است. با این حال، افراد بر اساس نقاط قوتشان عمل می کنند. هیچ کس عملکردش را بر اساس ضعفش بنا نمی کند، چه برسد بر اساس کاری که هرگز نمی تواند انجام دهد. بین همه ی بخش های مهم خودشناسی، شناخت روش یادگیری از همه آسان تر است. وقتی از مردم می پرسم «چگونه یاد می گیرید؟»، بسیاری پاسخ را می دانند، اما وقتی می پرسم «آیا بر اساس این آگاهی عمل می کنید؟»، کمتر پاسخ «بله» میشنوم. با این حال، عمل طبق این آگاهی اساسی برای عملکرد مطلوب است یا بهتر است بگویم اگر کسی بر اساس این آگاهی عمل نکند، محکوم به عملکرد ضعیف خواهد بود. برای اینکه خود را مدیریت کنید، باید بپرسید «ارزش های من چیست؟» این پرسش در ارتباط با اصول اخلاقی نیست. قوانین اصول اخلاقی برای همه یکسان و آزمون آن ساده است که ما آن را «آزمون آینه» می نامیم.












