کتاب خلاف زمان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کتاب خلاف زمان تأملی فلسفی است دربارهی مواجهه با گذشته، زمانآگاهی و تجربهی ناگزیر «حسرت». این جستار بلند با نقدِ نگاه نوستالژیزده و کلانروایتهای نوستالژیمحور، بستری فراهم میکند تا خاطره، اسطوره، فراموشی، گذشته و تاریخ را از منظری جدید ببینیم. دیهگو گاروچو، استاد فلسفهی اخلاق و فلسفهی سیاسی دانشگاه مادرید که از روزنامهنگاران و جستارنویسان شاخص اسپانیا به شمار میرود، در این کتاب نشان میدهد که گاهی میشود پاسخ امروزیترین پرسشها را در میراث کهنِ ادبی، فرهنگی و تاریخی یافت. در فضای سیاسی امروز جهان، سیاستِ دیروزمحور صدایی بلند و رسا دارد. جنبشهای پوپولیستی، تا حد زیادی بر دلزدگی و سرخوردگی مردم از وضع موجود متکیاند. وعدهی به عقب برگرداندن زمان و زندهکردنِ گذشتهی شکوهمند و درخشانْ روایتی جذاب و گیرا میسازد. وقتی نهادها و فرهنگ سیاسی موجود چنان ناکارآمد و راکد شدهاند که شوقی به آینده برنمیانگیزند، کافی است جریان پوپولیستی دیگری بیاید و وعدهی مشابهی بدهد تا سودای بازگشت به گذشته دوباره در ما جان بگیرد. اینجاست که نوستالژی وجوهی سیاسی مییابد و میتواند به عنصری خطرناک تبدیل شود. دیهگو گاروچو در کتاب خلاف زمان سراغ آثار فلسفی کلاسیک میرود و سیر تحول مفهوم «نوستالژی»، وجوه سیاسی یادآوری و فراموشی، و نسبت نوستالژی با شهر مدرن را بررسی میکند. او نشان میدهد آرمانشهری که بر پایهی نوستالژی بنا شده رو به آیندهندارد. گاهی حتی رو به گذشته هم ندارد و در واقع، تکرار همین چیزی است که اکنون داریم. کتاب خلاف زمان را میتوان نمایندهی جریانی قوی و ریشهدار در سنتِ ناداستاننویسی و مشخصا ژانر «تأملاتِ» اسپانیا دانست که البته شاید برای خوانندهی ایرانی کمتر شناخته شده باشد. توجه به این نکته نیز مهم است که وجود برخی شباهتها در تجربهی سیاسی و اجتماعی ما ایرانیان و اسپانیاییزبانها ــ چه در اسپانیا و چه در آمریکای لاتین ــ باعث میشود در بسیاری از موارد، دغدغهها و پرسشهای مشابهی داشته باشیم. با این حساب، توجه به ادبیات اسپانیایی، اعم از داستان و ناداستان، میتواند برای خوانندهی معاصر ایرانی بسیار سودمند باشد و مجالی برای عمیقتر اندیشیدن به مسائل امروزیِ ما ایجاد کند.











