کتاب اشباح داروین
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب: تصویر زن و مردهایی که خود را به نرده ها چسبانده بودند رهایم نمی کرد با چشم هایی همچون موم سیاه در آویخته در نگاه من زیر همان آفتابی که پانصد سال پیش شاهد فرود کلمبوس بر خاک جزیره ای شبیه این بوده است. تقریبا حوالی همین وقت روز منتظر بوده تا سپیده بدمد چراکه در شامگاه یازدهم اکتبر انواری دیده و انتظار کشیده بود. به خدمه کشتی دستور داده بود سرود سلام سر بدهند و اسم سان سالوادور را بر جزیره گذاشته بود. همه جا درخت ها چقدر سبز بود و آب بود و انواع و اقسام میوه جات و بعد یا به ساحل گذاشته و چندی نگذشته بود که ساکنان جزیره به خوشامدگویی آمده و برای او طوطی و اجناس دیگر تحفه آورده بودند.

















