کتاب شیطان کش 3
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
پسری که شمشیر دستش گرفته بود گفت:«هی، حالت خوبه؟ نگران نباش. سر شیطان رو بریدم ولی دستهات بدجوری خونریزی دارن. بیا این رو بالای زخمت فشار بده.»با دست آزادش دستمالی تمیز برای سانمی انداخت.
سانمی با تردید پسر را ورانداز کرد. احتمالاً یکی دو سال بزرگتر بود و نوعی یونیفرم نظامی با یقههای انعطافناپذیر بر تن داشت. رد دو زخم کهنه پایین چشم چپش مشخص بود.
سانمی سعی کرد خودش را جمع و جور کند: «وقتی سر شیاطین رو قطع کنی میمیرن؟ اینهمه راه واسه شکار شیاطین اومدی و این چیزهای بدیهی رو هم بلد نیستی؟ شانس آوردی که زندهای.« پسر پیش از آنکه شمشیرش را غالف کند خون رویش را پاک کرد. کنار سانمی چمباتمه زد.











