کتاب ناخن کشیدن روی صورت شفیع الدین
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
خانواده ی مسعود در آخرین خانه ی مسکونی نزدیک حرم زندگی می کنند، در محاصره ی هتل های پرطبقه و چندستاره، وسط اسکلت های فلزی پاساژهای درحال ساخت. خیلی ها چشمشان دنبال خانه ی آن هاست، که این یکی را هم بخرند و بکوبندش.
اما ظاهرا خراب کردن این ملک ساده نیست: به خاطر آن قبر وسط حیاط، به خاطر همان میتی که چهل سال پیش آن وسط چالش کرده اند. ولی حالا هم قبر پدربزرگ مسعود و هم خودِ خانه به خاطر ساخت و سازها و حفاری ها شکاف خورده و روبه و یرانی است. شکاف خانه به دل روابط خانوادگی هم تسری پیدا کرده، گویی از این درزها رازهای مگو بیرون زده. راز مگوی پدر خانواده، گریزش از عراق روزگار صدام و راز مهمان کمحرفی که ناگهان سروکله اش در مشهد و این خانه پیدا شده…





