کتاب بدرود ارواح
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
آیدا زنی در آستانهی چهلسالگی مدتی باید رُم و رادیو را رها کند و به شهر کوچک زادگاهش برگردد، به خانهی پدری. باید میان خاطرات بگردد و انتخاب کند کدامها را با خودش از مسینا به رم برگرداند.
اما این روبهرو شدن دوباره با گذشته آسان نیست، با خاطرهی پدری که بیستوسه سال پیش یک روز صبح ناپدید شد، پدری که نه وداع کرد و نه حتی مُرد که سنگ قبری داشته باشد. آیدا دوباره به آن دنیای پر از تعلیق
پرتاب میشود؛ به رابطهی پیچیده با مادرش، به فاصلهی عمیق با شوهرش، و به این احساس تعلق نداشتن به هیچکس و هیچجا. او میخواهد از سایهی این ارواح بدرودنگفته، از این طلسم رها شود، آن هم در میان
هجوم سایهی سنگین گذشته.











