کتاب پیدایت خواهم کرد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
دیوید و شریل بوروز زندگی رویایی ای را می گذرانند که ناگهان غم و اندوه خود را وارد ماجرا می کنند. حالا که پنج سال از آن شب وحشتناک گذشته ریچال دوباره ازدواج کرده است. دیوید هم به دلیل قتل وحشیانه ی پسر خودش در زندانی با بالاترین درجه ی امنیتی به حبس ابد محکوم شده است. در این هنگام است که ریچل، خواهر شریل ناغافل در ساعت ملاقات از راه میرسد و بمب را منفجر می کند. او با عکسی آمده که دوستش آن را هنگام تعطیلات در یک شهر بازی گرفته و در پس زمینه ی عکس پسری هست که آشنا به نظر می رسد و نشان ماه گرفتگی آشکاری دارد… و اگرچه دیوید و ریچل می فهمند که نمیتواند حقیقت داشته باشد. ولی هر دو می دانند حقیقت چیست آن پسر، منبو، پسر دیوید و هنوز هم زنده است.
















