کتاب مهمان حبیب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
زن لبخندی زد و جلوتر آمد و با اشاره به همراهانش گفت «بچههای خواهرم هستن. اون دوتا که بزرگن روز عیدی دلشون گرفته بود میخواستن بیان سر مزار مادرشون ولی حوصله شلوغی مسیر گلزار رو نداشتن بهشون گفتم بریم هدیه به روح مادرتون اونجا برای مهمانهای سردار یه کاری بکنیم. تو طول مسیر هی با هم فکر کردیم تا به این نتیجه رسیدیم که توی موکبهای خیلی شلوغ پرطرفدار بریم توی صف و از اون موکب هرچی گرفتیم رو به آدمهای خاص بدیم؛ مثل پیرزنها بچهها خانمهای باردار قرار شدن این توی صف و ایستادن هامون رو نیت کنیم به رسه به روح خواهر من و مادر این بچهها.











