کتاب به نجاتش می ارزد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره ی کتاب:
جوآن همیشه کمی خطرناک به نظر میرسید؛ بنابراین وقتی به دفتر کارآگاه خصوصی، هنری کیمبال مراجعه میکند و از او میخواهد که راجع به شوهرش تحقیق ،کند، هنری نمیتواند جلوی احساس بدش را بگیرد. دیدن جوآن خاطره ای دلخراش را در ذهنش زنده میکند. هنری در زندگی سابقش، در جایگاه معلم انگلیسی دبیرستان جوآن را میشناخت؛ همان وقتی که در مرکز یک تراژدی قرار گرفت.
اکنون جوآن برای اثبات خیانت شوهرش به کمک او نیاز دارد؛ اما وقتی کیمبال در خانه ای خالی از سکنه در حومه شهر که تابلوی «برای فروش جلوی آن به چشم میخورد، دو جسد پیدا موضوع از پرونده یک خیانت ساده بسیار پیچیده تر میشود ناگهان به نظر میرسد که گذشته در حال می کند تکرار است و هنری باید به یکی از بدترین روزهای زندگی خود برگردد تا حقیقت را کشف کند. آیا ممکن است جوآن چیزی دربارۀ آن روز بداند چیزی که در تمام این سالها پنهان کرده است؟ آیا هنوز هم ممکن است قاتلی در کار باشد کسی که معتقد است از اتهام قتل فرار کرده؟ هنری است که این را کشف کند و در این مسیر از دشمن قدیمی خود لیلی کینتنر کمک میگیرد؛ هر چه به حقیقت نزدیکتر می شود، یک قاتل نیز به او نزدیکتر میشود و در این بازی خوفناک موش و گربه تنها یکی از آنها زنده میماند.














