کتاب دختر عزیزم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
دوران کودکی ام با تمام هم سن و سال هایم متفاوت بود. آنقدر متفاوت که انگار فیلم تخیلی بوده تا زندگی واقعی.
پدرم کسی که عاشقش بودم و همیشه پشت و پناهم بود، یکروز به کارگاهش رفت و دیگر برنگشت. امان از خاطرات کودکی ام که پر از ترس و وحشت اند حتی یادآوری آن هراس به دلم می اندازد.
مادرم بعد از مرگ پدر تبدیل به هیولایی شد که قابل تصور نبود. تمام این سال ها که خودم تشکیل خانواده دادم و صاحب دو دختر هم شدم، خبری از مادرم نداشتم؛ اما یک مرتبه طی تماسی از طرف مباشرش، متوجه شدم مادرم به سرطان مبتلا شده و می خواهد من را ببیند.
ای کاش قلم پایم می شکست و نمی رفتم که این همه مصیبت گریبان خودم و خانواده ام را نگیرد…











