کتاب یک روز تا ابدیت
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
زندگی فرش قرمزی نیست که برای ما گشوده باشند، فرشی است با رنگ های گوناگون و بافتهای متنوع و در میان تاروپود این فرش است که ما فرش خودمان را می بافیم. باید اول بافندگی را بیاموزیم؛ آن هم از چه کسی؟ بخش بزرگی از این بافندگی را از رَحِم مادر همراه خود داریم و او هم از مادرش. حتی ما وارث افکار اجدادمان از قرن ها قبل هستیم و بخشی را هم خود خواهیم آموخت. اما از چه کسی و کجا و چه شرایطی مهم است. خانواده نقش بزرگی را ایفا می کند، اما نقشه ی فرش؟! تو نقش آفرینی، خالقی؛ زیبا بکش. از خردت بهره بگیر و با عشق تارها را به هم گره بزن. محکم گره بزن؛ آنچنان که بر استواریت بیفزاید. از احساسات ناب و خوبت استفاده کن. رنگ های زیبا انتخاب کن. این تنوع رنگ هاست که تو را به خود شناسی می رساند. با رنگ ها ارتباط برقرار کن. آن ها را در معرض نور قرار بده. بگذار چند روزی نور بر آن ها بتابد. نگاه کن، معجزه می بینی؛ زیرا نور بر رنگ ها تابیده است. رنگی در کار نیست؛ همه یک رنگیم. همه از یک جنسیم و از یک نور واحد که بر همه یکسان تابیده است؛ نوری همراه با انرژی عشق بینهایت.






