کتاب شوک پاریسی
معرفی کوتاه
در فرودگاه مهرآباد همه چیز به نظر شتاب زده می آمد، مسافران با شتاب به یکدیگر تنه می زدند بعضی ها بدون اینکه از هم معذرت بخواهند به عجله و چمدان به دست پیش می رفتند باربرها با لباس متحدالشکل زردرنگ، همان طور که چمدان های مسافرین را روی گاری های چرخدار فلزی پس و پیش می کردند، طوری آدم ها را زیر نظر داشتند که انگار آخر شب حساب و کتاب همه مسافرین حقیر و بزرگ را در دفترچه ای می نوشتند، بعضی هاشان پوزخند می زدند و گاهی حس می کردی که آن ها مردم را با تمام شتابزدگی بی جهت و احمقانه در دل مسخره می کردند، صدای بوسه های بلند و آبدار که ایرانی ها فراوان بر سر و گونه های خود می گذارند از هر طرف به گوش می رسید و حیرت توریست ها را بر می انگیخت، پیره زنان خوشگذران تهرانی آخرین سفارش های خریدهای رنگارنگ خود را به مسافرین می دادند و من دست «او» را گرفته بودم و می خواستم در آخرین لحظات، لااقل دوری ابدی را به کام هردو نفرمان خوش کنم او تصمیم گرفته بود برای همیشه تهران را ترک کند و از آنجا که من هرگز حاضر نبودم وطنم را طلاق گویم خداحافظی نیمه قهر گونه ای با هم داشتیم تقریبا حرفی برای گفتن نداشتیم.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از ر اعتمادی
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر علم
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.