کتاب بی قدرت جلد اول
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
پسر را جوری پرورده بودند که همه ی عمرش در پی شکار و کشتن کسانی چون او باشد.
دختر را جوری آموخته بودند که همه ی عمر خودش را شبیه کسانی کند. که میخواستند جانش را بگیرند. در این سرزمین همه والا بودند و برتر از انسان های عادی و عوامی چون او عوامی که به خواری از شهر رانده شده بودند و کسی باور نداشت این دخترک نقره موی آبی چشم هیچ قدرتی ندارد. کمتر از همه همان پسر که شاهزاده ی شهر بود و مسحور چشمان آبی او شده و شانه به شانه ی او به میدان مبارزه ای ظالمانه کشانده شده بود. و او همه کاری کرد که سپر بلای فرشته ی نقره مو باشد. به کشتن عزیزترین کسانش برخاسته بود؛ با خنجری نقره ای، یادگاری از پدر

















