کتاب راهزنان و اسیران بیابان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
راهزنی بود که با دزدی کاروان ها در بیابان ها پولی به دست می آورد و زندگی می کرد. روزی تصمیم گرفت از راهزنی و دزدی دست بردارد و راه درست و خوبی را در زندگی پیش بگیرد این شد که توبه کرد و از راهزنی دست کشید ولی هرچه می گذشت زندگی او سخت و سخت تر می شد. برای همین سراغ مرد پارسا یا خداشناسی رفت و از او کمک خواست پیر پارسا گفت: اگر هیچ راهی برای تو نمانده دوباره راهزنی ولی راه خدا را هم ببین. راهزن تعجب کرد و گفت : مگر می شود هم راهزنی بود و هم راه خدارا دید؟ پیر خداشناس گفت دیگر حرفی ندارم. راهزنی که توبه کرده بود دوباره راهزن شد. او سوار بر اسب پیش دوستان رصاهزن خودش برگشت که ناگهان از دور کاروانی دیده شد. اگر خواستید از سرنوشت این راهزن را بدانید این قصه را بخوانید.











