کتاب دایره المعارف مردگان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
مثل کودکی در گهواره اش با بسته به پشت مادرش، روی شانه های حاملاتش تکان می خورد… چشم ها فروبسته در رخوتی مسرور فقط گرمی آفتاب را بر پوستش دست ها و پاهای سنگینش و پلک های تنگ بسته اش احساس می کنند مبهوت از این نور عظیم و بوها… به ادعیه و اذکار زائران گوش سپرد… غرق در اصوات هر دم فراینده سروصدای جمعیت زاری ها و هق هق ها دشنام ها و استغاثه ها، سوار بر بال بوهای هر دم فزاینده بوهای جمعیت و عرق که در منخرینش رسوخ می کرد… ناگهان بوی حاملاتش را تشخیص داد… وقتی پلک های تنگ بسته اش را نیمه باز کرد و…. به پیرامونش نگاه کرد… آیا آن هم رؤیا بود؟ بی جنبشی گرم و آرامش ناگهانی… چشمانی گردیده به سوی طاق آسمان طاق آبی آسمان، حالا بی ابر آبی فراموشی آبی باززادن، آبی معجزه ی طاق آسمان. آیا آن هم رویا بود؟












