کتاب آینده یک توهم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
من به دزدیدنش مدت ها فکر کرده بودم. تمام روز و شب هایی که دلتنگ حضور و وجودش بودم. تمام صبح هایی که بدون او چایم را تلخ سر کشیده بودم… تمام عصرهایی که بدون او در پیاده روها قدم زده بودم و تمام شب هایی که بی او سر بر بالش گذاشته بودم.
من به دزدیدن او بارها و بارها فکر کرده بودم. در تمام دفعاتی که بی او سفر رفته بودم … در تمام جاده هایی که بی او ترانه های عاشقانه را زیر لب زمزمه کرده بودم و در تمام غروب هایی که امتزاج دریا و آسمان را به نظاره نشسته بودم دزدیدن او یک فکر آنی و لحظه ای نبود. من بارها و بارها دزدیدن عشق را در خلوتم مرور کرده بودم. « او » جز این، راهی برایم نگذاشته بود…











