کتاب دستان گرم ارواح
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
ژانویه ۱۹۱۸: لورا آیون، پرستاری پرآوازه در میدان نبرد بود که پس از مجروح شدن و مرخصی، برادری را پشت سر گذاشت که هنوز در جبهههای فلاندر میجنگید. اکنون که به خانهاش در هالیفاکس کانادا بازگشته، خبر مرگ فِرِدی در میدان جنگ به همراه وسایل شخصی او به دستش میرسد، اما چیزی در این ماجرا درست به نظر نمیرسد. لورا به عنوان داوطلب به یک بیمارستان خصوصی در بلژیک بازمیگردد. اندکی پس از رسیدن، شایعاتی دربارۀ سنگرهای تسخیر شده و یک هتلدار عجیب میشنود که شرابش به سربازان فراموشی هدیه میدهد. ممکن است فِرِدی از میدان جنگ گریخته باشد، اما قربانی چیز دیگری شده باشد؟ نوامبر ۱۹۱۷: فِرِدی آیون پس از انفجاری از خواب بیدار میشود و خود را در یک آشیانۀ واژگون، همراه با یک سرباز آلمانی مجروح، گرفتار میبیند. برخلاف تمام اختلافات این دو مرد اتحادی غیرمنتظره تشکیل میدهند و موفق به نجات خود میشوند. اما تحمل بازگشت به میدانهای کشتار برایشان غیرممکن است. آنها به مردی اسرارآمیز پناه میبرند که به ظاهر توان محو کردن جبهههای جنگ را از دنیای آنها دارد. در حالی که گلولهها بر فلاندر میبارد و ارواح در میان بازماندگان پرسه میزنند، عمیقترین زخمهای روانی لورا و فِرِدی دوباره سر باز میکنند. اکنون آنها باید تصمیم بگیرند که آیا این جهان ارزش نجات دادن را دارد، یا باید به کلی رها شود.
















