کتاب وقتی چیزی برای ترسیدن نداشتم
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
هر دو چشمهایمان را بستهایم. هیچکداممان تمایلی به حرف زدن نداریم. برگشتن از آلوارس و حرکت به سمت تهران برای هرکدام از ما، شروع فصل تازهایست. شروعی برای نترسیدن از زندگی و واقعیتهایش. شروعی برای نترسیدن از زشتیهایی که میشود مسیر رسیدن به زیباییها باشند. شروعی برای مواجه شدن با نسخهای از زندگی که مال خودِ ماست و میتوانیم آن را از نو بنویسیم و بسازیم، اما این بار نه از روی نقشهای که دیگران از سر لطف و دوراندیشی، برایمان تدارک دیدهاند، بلکه از روی نقشهای منحصربهفرد، اما متأثر از نقشهی زندگی کسانی که روزی کنارشان زندگی کردهایم یا فردایی در کنارشان زندگی خواهیم کرد. نقشهی زندگی کسانی که از کنارشان عبور کردهایم یا فردایی هنگام عبور از کنارشان، میایستیم و حس بودن در لحظهای گذرا را باهم تجربه میکنیم.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر نفیر
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.