
دوستت دارم اي كه چشمانت درياچههاي جنوب را در خود ذخيره دارد با من بمان تا دريا از آبيت خودش محافظت كند و چهرهاش چون« فاطمه » بماند همانند كبوتري پروازکنان در سایهسار غروب همراهم بمان شايد « حسين » بيايد و در عبايش كبوترها، کشتیها، و دانههاي خوشبو را بياورد و در پشت سرش گلدستهها و تپهها را و…












