محمدرضا فرزاد
چینش کتابها

بابای من لپهای نرمی دارد. وقتی توی حمام میزند زیر آواز، صدایش مثل صدای مادرم میشود. بعضی وقتها موی بابا قد یک بوته است. تازه، روی چانهاش کاکتوس سبز میشود و دهانش یک بویی شبیه بوی کلم میدهد. بعضی وقتها بابا اصلا باحال نیست، اما بعضیوقتها انگشتهایش بوی پورهی سیب میدهند و با خودم میگویم کاشکی او هزارتا دست داشت.

عصر، زنش ترکش کرده، رفته که رفته برای همیشه. تپهی عمو دارد، پیش چشمش در آتش میسوزد، و آن سوتر، پدرش، زمینگیر ملال، خود را در اتاق حبس کرده، با چند قطعه از یوهان سباستیان باخ. تا حرفی سکوت طولانی این چند سالشان را نشکند؟ لابد بهتر است برود بیرون، بزند به جادههای آن شهر ساحلی، شهر غرق در تجارت…

داستانهای ایکونومو روایت وضعیت اسفناک کسانی است که از بحران اقتصادی یونان بدترین آسیب را دیدهاند: کارگران بیکار شده، کودکان گرسنه. در فضای شهری بین آتن و پیرئوس، قصههایی در محلههای فقیرنشین طبقه کارگر و خارج از منطقهی توریستی روایت میشوند. جایی که همه رویای فرار را در سر میپرورانند: فرار به کوهها، به یک جزیره یا کاخی مجلل، به…

فیلمجستارها که قدمتی نزدیک به قدمت خود سینما دارند، میل شدید فیلمساز به واکاوی جهان از دریچهی زیست – جهان شخصی خودش در رابطهای چندسویه با پدیدههای گوناگون را هویدا میکنند. خواندن جستار «در ستایش سایهها» از « جونیچیرو تانیزاکی» به دلایل بسیاری خواننده را بیشتر از خواندن رمانهایش به خود او در مقام نویسنده و روشنفکری یگانه نزدیک میکند…

اگر بتوانید دنیا را برعکس کنید و به آنچه در طرف مقابل است نگاه کنید شاید چیزی را پیدا کنید که هرگز انتظار آن را نداشته باشید. مانند دوستی. اسکلت کوچک غمگین روی جلد این کتاب شاید خیلی امیدوار کننده به نظر نرسد، اما وقتی اسکار با یک دختر کوچک تنها آشنا می شود، این شروع ماجراجویی برای هر دو…

"عطر خوش مرگ" نوشته ی فیلم نامه نویس نام آشنا، "گی یرمو آریاگا خوردان" حال وهوایی شبیه همان فیلم نامه های بسیار تحسین شده اش دارد. "گی یرمو آریاگا خوردان" قسمت بزرگی از بهترین فیلم های سینمای آمریکای لاتین را نوشته است. فیلمنامه های "عشق سگی"، "بیست و یک گرم"، "بابل"، "دشت سوزان" ، "ریو، دوستت دارم" و "سه تدفین…

«کسی که تغییر نکند، مضحک ترین است.» داستان های فرناندو و سورنتینو شرح حال چنین کسانی است. کسانی که ماییم. در قید و بند ضعف ها و آداب های پوچ، بوطیقای داستان او شدیدا استوار برعنصر تصادف، سرعت، فانتزی و نوعی موتیف شوخ و شنگ است. زبانش بسیار سهل و ممتنع، گویا و موجز، و بدین ترتیب همه چیز برای…
نویسندگانی که کتابشان توسط «محمدرضا فرزاد» ترجمه شده است
نویسندههایی که حداقل یک اثرشان با ترجمه این مترجم موجود است.
ناشرهایی که کتابهای ترجمهشده توسط «محمدرضا فرزاد» را منتشر کردهاند
فهرست ناشرهایی که این مترجم با آنها همکاری نشر داشته است.









