بهاره شریفی
چینش کتابها

از متن کتاب: دیگر حس بلند شدن نداشت. دلش میخواست بخوابد. پلک زد. ولی با باز کردن چشمهایش یک جفت صندل مردانه مقابل چشمانش ظاهر شد. پوزخند زد. ناجی امشبش هم از راه رسیده بود. زانوی مرد را دید که روی شنهای تیره نشست و دست گرمی که روی گردنش قرار گرفت. صدای مرد توی فریاد موجهای بیامان دریا گم…

حضور مهمانی ناخوانده، معمایی می شود برای اهل خانه ی حاج محسن عظیمی خصوصا نوه اش سوگند. آراد با آن خالکوبی روی بازوی و قیاقه متمایز هیچ سنخیتی نمی تواند با حاج محسن معتمد بازار داشته باشد که آن طور مورد توجه پدربزرگش قرار بگیرد. سوگند برای حل این معما کم کم به آراد نزدیک می شود، مردی که گذشته…

رمان حاضر در دو زمان حال و گذشته داستان زندگی و سرگذشت و سرنوشت دختری آرام، مهربان و ترسو به نام عارفه و پسری مغرور و یکدنده به نام علی را روایت می کند. داستان با گروهی از دانشجویان که مجمعی سیاسی- اجتماعی و…، به اسم گروه آفتاب به سرپرستی سید علی، در آمفی تئاتر دانشکده تشکیل داده اند، شروع…

آن من: آیا امروز کسی بهت گفت چقدر دوست داشتنی هستی؟ سایه بعد از مخالفت های خانواده اش بلاخره وارد رشته مورد علاقعه اش «عروسک گردانی» می شود ولی درست زمانی که یک پیشنهاد کاری فوق العاده را دریافت می کند مشکلات امیرپاشا، همسرش، در شرکت و با خانوادهاش باعث می شود رابطه ای که با عشق شروع شده بود…
ناشرهایی که کتابهای «بهاره شریفی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.





