
ماجراها در کتاب نامهای که هرگز فرستاده نشد (letter never sent) از زبان کنستانتین، و از خلال نامههای او به همسرش، وروچکا روایت میشود؛ نامههایی که گویی سرنوشتشان این است که هرگز به مقصد نرسند. با وجود این، کنستانتینن مینویسد- بیآنکه در انتظار پاسخی باشد. او مینویسد تا روح خود را التیام بخشد؛ مینویسد تا شعلهی حیات در وجودش خاموشی…
















