
بخشی از کتاب : سایه پرسید: «خودتی ماندانا؟» آهنگ صدایش آشنا بود. سایه نزدیک شد و چیزی درون ماندانا فرو ریـخت. این خوابی بود که باید هر چه سریع تر از آن بیدار می شد. زمزمه کرد: «تو اینجا چی کار می کنی؟! چقدر تغییر کرده ای!» نـمی دانست شگفت زده شده بود یا خشمگیـن. اگر آن ابروها و آن…





