مهسا حسینی
چینش کتابها

از متن کتاب: فاصلهمان نزدیک شده بود. سرش جلو میآمد و پاهای من سنگ شده بود. پلک نمیزد... پلک نمیزدم... چشمهایش چرخید و نقطهای روی صورتم را پیدا کرد... چشمهایم حرکاتش را دنبال میکرد... زبانم بند آمده بود. فاصلهی بینمان به چند سانت رسیده بود. چشمهایش بالا آمد و نگاهم را تعقیب کرد... مات سرجایم مانده بودم... کمکم لرز به…

از متن کتاب: نگاهش به پریا بود. سعی میکرد خودش را عقب نکشد! از آیین نمیترسید. از حسِ خودش میترسید. به خودش ایمان نداشت. نگاهِ آیین نزدیک و نزدیکتر میشد و پریا دلهرهاش شدت میگرفت. پاهایش آمادهی فرار بود. دستِ آیین بالا آمد. شاید به هوای گرفتنِ بازوی پریا، چشمهایشان آنقدر نزدیک میشد که پریا بیاراده پلکهایش روی هم افتاد.…
ناشرهایی که کتابهای «مهسا حسینی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.



